X
تبلیغات
روستای مشایخ mashayekh village
روستای مشایخ mashayekh village
روستای مشایخ دشمن زیاری
جمعه بیستم دی 1392
بارش برف 70 سانتی متری در مشایخ ...  
برف برف
جمعه بیستم دی 1392
بارش برف بی سابقه در مشایخ پس از 17 سال ...  
برف بی سابقه در مشایخبرف در روستای مشایخ

استاد کریم را شکر می گوییم که  علی رغم بی مروتی  خلقش ما را فراموش نکرد . بارش برف چند روز اخیر در مشایخ پس از ۱۷ سال یعنی زمستان ۱۳۷۴ تا الان سابقه نداشت . و علی رغم مسدود کزدن راه های ارتباطی و  نبود دارو و نان و شکستگی درختان بسیار در مشایخ باز هم استاد کریم را شکر می گوییم .در خود روستا ۷۰ سانتی متر و در کوه ها یک متر برف باریده است .

 


برچسب‌ها: بارش برف بی سابقه درمشایخ پس از 17 سال
چهارشنبه سیزدهم آذر 1392
جاده مشایخ به شیراز اجل دوم ...  

حدود سه سال از بهره برداری از جاده ارتباطی نوراباد - دشت ازادگان - کلاسیاه - مشایخ به شیراز می گذرد . اما جاده نگو بلا بگو دشمن جان مردما بگو  - پیچ ۱۸۰ درجه بگو ،پل غیر استاندارد بگو  ، اسفالت نیم لایه بگو ، سنگ  های ریزش کرده تو اسفالت بگو  . خلاصه براتون بگم که این جاده هر ماه چهار تصاادف داره و هر شش ماه  یک جان  ناقابل در این سه سال در آن  ثبت شده ، آهای مهندسان ،راه سازان باهاتونم نگید نگفتید ، یک دفعه ای تو این  هلاکت گاه نیاد خدای ناکرده  مثل بچه های ما اجل دوم یقتون می گیره .........ها

چهارشنبه سیزدهم آذر 1392
مشایخ یکی از بحرانی ترین روستاهای ممسنی ...  

به نام یکتای بی همتا

حدود ده سال است که پرونده جابه جایی این روستا در بنیاد مسکن شهرستان مسنی  مفتوحه بوده و  هر گونه خدمات رسانی به این روستا در طی این  دهه بلوکه و تعطیل شده و .اما آیا یک مرکز دهستان و یک روستایی با این  همه وسعت جغرافیایی  و با جمعیتی بالغ بر ۷۰۰ نفر و ۱۷۰ خانوار می شود که هنوز فاقد راه ارتباطی  آسفالت باشد . مردمش در مکانی امن سر به بالین نگزارند ،مردمی که نماد مقاومت و ایثار در ممسنی و فارس هستند ،مردمی که بنیان گزاران کانون دین و علم در دشمن زیاری و ممسنی هستند مردمی که پینه های دستشان و سوختگی چهره هایشان نشان از  مشقت و زحمات طاقت فرسای آنان می باشد . اما چرا حالا که  نیازمند هستند دست اکرامی دستشان را نمی فشارد . همه بخوانید و بدانید که حق و حقیقت  همیشه صدایش رسا  و روزی بر سکوی مستحقش خواهد جای گرفت.

چهارشنبه یکم خرداد 1392
از کدام درد و با کدامین دل بنویسم و بگویم ...  
در طی دو سه هفته اخیر با حضور نماینده مجلس در روستای مشایخ  رای بر این قرار گرفت که مساله جابه جایی مشایخ با  توجه  به پیشنهاد مطرح شده از سوی اهالی حل شود . اما نماینده که رفت دیگر خبری نشد که نشد . آیا مسولین ممسنی ما را مهره شطرنج انگاشته و یا تکه مومی که هر روز ان را به شکل های مختلف ورز دهند . نه چنین نیست و اگر هم باشد وای از ان روزی که این مردم بدانند که در طی ده سال به خاطر این مساله چه حقوقی از انها سلب شده .بدانند که نابرابری هایی که در سطح این شهرستان در حق خودشان و فرزندانشان اعمال شده و می شود چیست و چه بود ه . بدا به روزی که بار دیگر این مرم بخواهند حماسه دیگری چون انتخابات مجلس ششم را خلق کنند . ایا  چرخ روز گار  روزی هم به  اقبال ما خواهد نگریست ؟ ایا سرمایه های علمی ما روزی هم در ممسنی جایی خواهند داشت ؟  ایا روزی راستی و صداقت در  عملکرد این رئیسان  نسبت به ما نمایان خواهدشد ؟

ایا روزی مشایخ و دشمن زیاری  از زاغه نشینی  به نیروی برتر در این شهرستان خواهند رسید ؟

شنبه هفتم اردیبهشت 1392
درج گزارش مرگ صبا پارسایی دختر بچه دو ساله مشایخی در ماه نامه نورباران ...  
  به  نام  یکتای بی همتا مرگ  دختر بچه  دو ساله در روستای مشایخ دشمن زیاری به دلیل نبود پزشک اگر چه  در هزاره سوم دیگر مرگ مادر و کودک به دلیل نبود مراقبت های بهداشتی معنایی ندارد اما با همه این اوصاف باز هم  در جوامع  روستایی و فقیر شاهد این رویداد اسفناک هستیم . مرگ صبا پارسایی دختر بچه  دو ساله از روستای مشایخ دشمن زیاری می تواند گویای این نابرابری در برخورداری از مراقبت های پزشکی باشد . روستای مشایخ به عنوان مرکز دهستان مشایخ از توابع بخش دشمن زیاری است که  در ضلع شرقی شهرستان ممسنی قرار گرفته روستایی که تقدیم 21 شهید و صد ها جانباز، رزمنده و اسیر می تواند دلیری و اخلاص این مردم را به تصویر بکشد  و اما چرا از ابتدایی ترین امکانات بشری یعنی بهداشت ، مسکین و تغذیه و حتی اموزش و پرورش دور مانده است . اما همه این درد ها می توانند قابل تحمل باشد اما مرگ دختر بچه بی گناه و معصوم نه تنها قابل تامل و تحمل نیست بلکه نمک بر زخم هم هست . مادر صبا پارسایی در مورخه 30/8/91 ساعت 7 صبح ،متوجه  تب شدید و ضعف دختر بچه خود می شود . هراسان و پای پیاده به امید کمک به سمت درمانگاه  روستا که  حدود یک کیلومتر از خانه شان دور بود و در بالای روستا قرار داشت راه  می افتد اما غافل از اینکه درمانگاه 5 سال است که سرهم دو ماه  پزشگی و یا حتی بهورزی در ان  حضور نداشته . بعد از دیدین درمانگاه قفل شده با تشنج  دختر بچه  اش روبه رو می شود  و با مراجعه  به  خانه بهداشت روستا  هم  نتیجه ای نمی گیرد و برای بردن  دختر بچه  در حال مرگ به نزدیک ترین بیمارستان  ، شوهرش را که تازه با تراکتور بر سر کار رفته بود را خبر داده و تا رسیدن شوهرش ساعت حدود ده صبح بود که به دو سه خانه ماشین دار هم تماس می گیرند اما ماشینی در روستا نبود . مادر و پدر همراه دختر بچه  در اتش تب سوزان  بر سر راه  روستا می ایستند و حدود ساعت 11:30 صبح  با التماس یک وانت بار وارد شده به روستا را دربس و تا روستای سردشت  دشمن زیاری می روند .و بعد از ان دختر بچه را به بیمارستان  شهر نوراباد می رسانند . اما بیمارستان هم پزشک نداشت. پزشک ، آن  هم پزشک کشیش به جای حضور در بیمارستان به عروسی رفته بوده و از طریق تلفن پرستاران را راهنمایی و دارود تجویز می نموده است . خلاصه اینکه بعد از 13 ساعت بستری شدن صبا در بیمارستان بدون پزشک مرکز شهرستان  در صبح  روز 1/ 9/91 به دیار حق شتافت (روحش شاد و معصومیتش دعا گوی ما باشد) . و پزشک کشیش به جای معالجه برای امضای گزارش فوت صبا به بیمارستان  آمد .       طیب پارسای
شنبه دهم فروردین 1392
دشمن زیاری قطب انگور ایران ...  

بخشدار محترم بخش دشمن زیاری جناب آقای اله نظر  پارسایی طی یک اقدام بخردانه و شایسته بخش دشمن زیاری را به عنوان قطب انگور ایران به دولت معرفی نمودند . ضمن تشکر از بخشدار محترم از همه  مردم محترم دشمن زیاری خواهشمندیم جهت اثبات این حق و دفاع از آن با بخشدار محترم نهایت همکاری را  داشته باشند تا بتوانیم بر مبنای این سیاست گزاری بخش دشمن زیاری را دگرگون و از این همه منابع خدادادی به نحو احسن استفاده کرده و در جهت  توسعه منطقه ای و ملی گام برداریم .

شنبه دهم فروردین 1392
بهار و نوروز بر همه گان مبارک "به امید رویش اندیشه های نیک در مردمان این دیار" ...  
بهار یعنی روییدن دوباره ، یعنی رهایی جستن از فنا ، یعنی دوباره به حیات سلام کردن ، یعنی رهایی از چتر سیاه ظلم سرمای زمستان ، و صدها نشانه دیگر و اما چرا این مردم مشایخ هیچ وقت نمی خواهند حیات دوباره بگیرند و زندگی را جور دیگر بسازند ؟چرا؟؟؟ چرا این مردم برای درست زندگی کردن یک قدم هم بر نمی دارند ؟ چرا آنهایی که متولی امور مربوط به این مردم هستند و از خودشان هم می باشند برکت و خیری ندارند؟چرا؟ چرا حقیقت و دفاع از آن حتی در جامعه کوچکی چون مشایخ  قابل اجرا نیست ؟ چرا این مردم  نسبت به سرنوشت خود هیچ واکنشی ندارند و دو سه نفر می بایست برای این مردم برگ روزگار را ورق زنند ؟چرا؟؟ آیا حق این مردم این است ؟ نه چنین نیست. پس راه چاره در دوباره متولد شدن است . در رویش اندیشه های نیک است . در گرو چی بردن به حقوق قانونی و مدنی خود است . در گرو ساختن زندگی با هم  و در کنار هم است . در گرو  تلاش و همکاری باهم برای ازبین بردن همه سیاهی هاست .پس شما ای مردم مشایخ ، ای جوانان و کسانی که این مطالب را می خوانید  شاید هم  می دانید ، یا حق  گویید و در این سال نو با سرمشق گرفتن از بهار بهاری دوباره یابید .
جمعه پانزدهم دی 1391
توجیه مسولین برای جابه جا نکردن مشایخ ...  
اگر چه ۹ سال است که مردم مشایخ مثل یک تکه موم به اشکال مختلف درامده اند و از هر گونه امکانات به بهانه جابه جایی روستا محروم مانده اند اما این توجیه اخر مسولین کذب محض بوده و تنها دلیل اجرایی نشدن این ضرورت خودشان هستند و بس طی این ۹ سال همیشه مثبت و منفی را در کنار هم قرار داده اند تا مردم مشایخ این فلاکت زده گان از این مطالبه خود دست بکشند . در طی این دو سه ماه اخیر هم به صورت صور زمین را در اختیار مردم گذاشته اند اما کدام زمین ؟ کدام پشتوانه؟ ساکنان مشایخ و چناران ۱۶۵ خانوارند اما اینها ۱۱۵ قواره زمین را آنهم به صورت صوری واگذار کرده اند پس تکلیف بقیه چیست؟ و تنها دلیل مخالفت مردم همین است و نه اختلاف اجتماعی . چرا زمینی که به قولا واگذار شده عدلانه و با متراژ مساوی تقسیم نشده و  اگر هم شده چرا خود مسولین بنیاد مسکن این واگذاری و قرعه کشی را انجام نمی دهند؟ پس با شما هستم اگر عظمتان جدی نیست تقصیرات را بر گردن این بیغوله نشینان نگذارید . و شانه از  زیر بار مسولیت قانونی خود خالی نکنید . و خیال نکیند که اگر روزی کوچکترین بلایایی متوجه ۷۰۰ نفر ساکن مشایخ شود شما بی تقصیر خواهی بود و تبرعه شوید .(این مردم جوانانشان را تقدیم  انقلاب کردند تا در رفاه و امنیت زندگی کنند نه با ترس و دلهره و با امید و ارزو ) و  بتوانید با این توجیهات دستتان را پیش بگیرید. توجیه مسولین بنیاد مسکن برای جابه جا نکردن مشایخ
پنجشنبه چهارم آبان 1391
مرگ دختر بچه دو ساله در مشایخ به دلیل نبود پزشک ...  

انا لله و انا علیه راجعون

"مرگ صبا پارسایی مرگ همه ماست "

در تاریخ 91/8/1 در روستای مشایخ با 160 خانوار و 600  نفر جمعیت دختر بچه ای دو ساله به نام صبا پارسایی به دلیل یک تب معمولی و سرماخوردگی ، دار فانی را ودا گفت . علی رغم انکه در طی اولین ساعات صبح روز یک ابان مادر ایشان دختر بچه را به درمانگاه فاقد دکتر مشایخ بردند و بعد از نبود دکتر حدود 13 ساعت هم در بیمارستان شهر نوراباد بستری بودند . اما بالاخره به دلیل عفونت داخلی  ریه به رحمت خدا رفتند. روستای مشایخ حدود 4 سال است که حتی از داشتن یک پزشک و یا بهورز هم محروم بوده است . و اما مسولین شبکه بهداشت ممسنی و استان فارس ایا مرگ صبا مرگ همه ما نیست . ما که 21 جوانمان را دایدم تا در رفاه و اسایش زندگی کنیم نه . ؟؟؟؟؟؟؟؟